سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
یک لحظه با یک طلبه!
سنگى که به غصب در خانه است ، در گرو ویرانى کاشانه است . [ و این گفتار از پیامبر ( ص ) روایت شده است و شگفت نیست که دو سخن همدیگر را ماند که از یک چاه کشیده است و در دو دلو ریخته . ] [نهج البلاغه]
یک لحظه با یک طلبه!
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» پیشروی قرآن و پسروی آتش!

مادر بزرگوار بنده _ خدا او را به همه ی خوشبختی هایش برساند! _ از سادات است. یکی از اجداد او، برادری داشته که اهل روستای «سنگر» از توابع ارومیّه و صاحب کرامات بوده است.


     سال ها پیش، بنده در محضر حضرت پدرم، استاد اسداللّه داستانی بنیسی _ قدّس سرّه الشّریف _ که عارف مکتب معرفت و محبّت بود، به آن روستا رفتم.


     مردم آن جا نقل می کردند که روزی مزرعه ای آتش گرفت و آن مزرعه و مزارع دیگر را سوزانید و همین طور پیش می رفت تا بقیّه ی مزارع و بلکه همه ی روستا را بسوزاند!


     مردم واقعه را به میربابا، همان برادر جدّ مادرم، خبر دادند. او قرآن کریم را به دستانش گرفت و به سمت آتش رفت. هر چه به آتش نزدیک تر می شد، آتش از قرآن کریم و او، دورتر می گشت! او پیش می رفت و آتش، پس. او می رفت و آتش می رفت؛ او به جلو و آتش به عقب. _ لا الاه الاّ اللّه. اشهد انّ القرءان من اللّه و کلامه و معجزته. _ تا این که آتش به سرچشمه اش رسید و یکباره خاموش شد!


     آیا این قرآن نمی تواند آتشهای هوس و نگرانی دل را خاموش کند؟! می تواند؛ حتما می تواند؛ پس همیشه با قرآن زندگی کن!



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » اسماعیل داستانی بنیسی ( جمعه 15/7/90 :: ساعت 12:0 صبح )
»» اشعاری درباره ی امام سجّاد علیه السّلام

از هیبت ترس، زرد رخسارت خواند
در اوج شُکوه بودی و خوارت خواند
ای سبزترین شهید زنده؛ سجّاد!
بیمار، کسی بود که «بیمار»ت خواند


از: محمّدرضا سهرابی. کتاب صحیفه ی محرّم، ص 48


هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
سجّاد که سجّاده به او دل می بست
تدبیر خدا بود که در تب باشد


از: منیره هاشمی. همان کتاب، ص 49


اگه چو شد از حالت بیماری او
دامن به کمر بست پی یاری او
چون دید کسی بر سر بالینش نیست
سرگرم شد آتش به پرستاری او!


از: استاد محمّدعلی مجاهدی (پروانه). همان کتاب، ص 51


امروز سالروز قمری آغاز کار این وبگاه است. دوست دارم که هر نظری درباره ی ظاهر و مطالب آن و بنده دارید، در بخش یادداشت ها ثبت فرمایید. ممنونم.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » اسماعیل داستانی بنیسی ( پنج شنبه 16/4/90 :: ساعت 12:33 عصر )
»» همراه با برترین آفریدگان خدا

مرحوم پدرم، حضرت استاد اسداللّه داستانى بنیسى _ قدّس‏سرّه _ پندهاى ذیل را در نِقاط گوناگون کتاب «پند پیران بر پوران»، خطاب به بنده نوشته است:


پسرم!


     حضرت محمّد مصطفی _ صلّى ‏الله ‏علیه ‏و ‏اله _ را «به‏ترین پیامبر» بدان.


پسرم!


     حضرت علىّ مرتضى _ علیه ‏السّلام _ را «خلیفه‏ی پیامبر» _ صلّى ‏الله ‏علیه ‏و اله _ بدان.


پسرم!


     ولایت و امامت «دوازده» امام را از جان و دل بپذیر.


پسرم!


     حضرت قائم _ علیه ‏السّلام _ را قائد (= پیشوای) خویش بدان.


پسرم!


     با پیام‏آوران خدا به خدا برس.


پسرم!


     روح آیات و روایات را با روح بدنت همساز ساز.


پسرم!


     اشارات را از آیات و روایات به دست آور.


پسرم!


     به اولیا توسّل کن تا توفیق بیابى.


پسرم!


     در کنار حلقه‏ی چهارده، حلقه‏به‏گوش باش.


پسرم!


     اخلاق را از پیشوایانت یاد گیر.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » اسماعیل داستانی بنیسی ( پنج شنبه 15/11/88 :: ساعت 8:51 صبح )
»» یاد خدا؛ آرام‏بخش دل‏ها

مرحوم پدرم، حضرت استاد اسداللّه داستانى بِنیسى _ قدّس سرّه _‏ پندهاى ذیل را در نِقاط گوناگون کتاب «پند پیران بر پوران»، به بنده نوشته است:
 پسرم!
     بدون یاد خدا سخن مگو.
 پسرم!
     یاد «خدا» بیش‏تر کن تا در یاد «خلق»، بیش‏تر مانى.
 پسرم!
     دلت را با یاد حق آرام کن.
 پسرم!
     خدا را با «موسیقى» از یاد مبر.
 پسرم!
     آلام (= دردهای) خود را با یاد حق آرام کن.
 پسرم!
     شب چشم سرت را ببند و چشم دلت را با یاد خدا باز کن.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » اسماعیل داستانی بنیسی ( پنج شنبه 17/10/88 :: ساعت 12:47 عصر )
»» پند و پندپذیرى‏

مرحوم پدرم، حضرت استاد اسداللّه داستانى بنیسى _ قدّس سرّه _ در آغاز کتاب «پند پیران بر پوران»، خطاب به بنده نوشته است:
    پسرم؛ اسماعیل!               
    این پندها را به تو هدیّه مى‏کنم.
    پدرت؛ اسداللّه               
 
 سپس در دیباچه‏اش چنین نگاشته است:


    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ‏
    اُدْعُ اِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ


امام على _ علیه السّلام _ مى‏فرماید:
 اَحْىِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ.
 دلت را با پند، زنده نگه‏ دار.


     از نوجوانى تصمیم گرفتم که از پیران پند بگیرم و به پوران بیاموزم. به همین مناسبت، همیشه دفتر و قلمى همراه خود داشتم و هر جا که پیرمرد پرهیزکارى مى‏دیدم، در کنارش مى‏نشستم و از او مى‏خواستم که پندى به من بیاموزد تا آن را در صفحه‏ی دفتر و آیینه‏ی دلم بنگارم.
     از سوى دیگر چون پند پیران باتجربه، در تربیت جوانان و نوجوانانِ باادب و پندپذیر، نقش بسزایى دارد، همّت ‏گماشتم تا اندوخته‏هایم را به گونه‏ی جمله‏هاى کوتاه و به‏یادماندنى، به فرزندم، «اسماعیل»، هدیّه دهم.
    امیدوارم که جوانان پندپذیر، از آن‏ها بهره ببرند.
    اسداللّه داستانى بِنیسى‏
 
 3 پند کوتاه از این کتاب درباره‏ی پند:
 پسرم!
      پند پیران بپذیر تا که پویا باشى.
 پسرم!
      از هر کسى پندگیر؛ به‏ویژه از پیران.
 پسرم!
      هر روز هفده ‏بار به خود پند بده.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » اسماعیل داستانی بنیسی ( سه شنبه 23/4/88 :: ساعت 10:47 صبح )
»» کوچک‏های بزرگ!

کسی که پارچه‏ی خوبی می‏بافد، اگر یکی از رشته‏ها را بد به کار ببرد، تمام آن کار را خراب و ضایع می‏کند و زحمتش هدر می‏رود.


کنفوسیوس؛ حکیم چینی


یک اسب مسابقه که هر کیلومتر را فقط چند ثانیه تندتر می‏دود، بیش از دو برابر اسب مشابه می‏ارزد. همان چند ثانیه‏ی ناچیز تندتردویدن، ارزش نهایی را مشخص می‏کند.


جان‏هس


یک حلقه‏ی سست زنجیر کافی است که همه‏ی زنجیر را پاره کند.


پرمود بترا؛ روان‏شناس آمریکایی


آسیبی که از پر غاز به انسان می‏رسد، گاهی از آسیب چنگال شیر، بدتر است.


اسپانیایی


آخرین قطره، باعث لبریزشدن فنجان می‏شود.


انگلیسی


هر انقلابی، اول به صورت یک فکر، در ذهن یک نفر پدید آمده است.


هلندی


یک تکه‏گوشت فاسد باعث می‏شود تمام دیگ بوی بد بدهد.


چینی


یک شاخه گل مینا، ص 136 و 137


و به تعبیر حضرت پدرم، استاد اسدالله داستانی بنیسی _ قدس سره الشریف _ : آب گل‏آلود را باید از سر  چشمه بست؛ وگرنه همه‏جا گل‏آلود می‏شود.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » اسماعیل داستانی بنیسی ( پنج شنبه 27/4/87 :: ساعت 1:6 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

پیشروی قرآن و پسروی آتش!
اشعاری درباره ی امام سجّاد علیه السّلام
همراه با برترین آفریدگان خدا
یاد خدا؛ آرام‏بخش دل‏ها
پند و پندپذیرى‏
کوچک‏های بزرگ!
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 2
>> بازدید دیروز: 189
>> مجموع بازدیدها: 86684
» درباره من

یک لحظه با یک طلبه!

» آرشیو مطالب
زیبایی های خدا [5]
زیبایی های اهل بیت (ع) [16]
اهل بیت (ع) در شعر [19]
احکام [33]
دین و زندگی [9]
حضرت استاد بنیسی (ره) [2]
کرامات بزرگان [11]
داستان های زندگی آموز [16]
عاشقانه [4]
شاعرانه [4]
عجیب و غریب [6]
هیات پیام آوران عاشورا
شرح کتاب طاقدیس [4]
زیبایی‏های آفرینش [8]

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
حقوقدان منتظر
شاه تور
حاج آقا مسئلةٌ
ازدواج موقت
با ولایت زنده ایم
شلمچه
یادداشتهای روزانه رضا سروری
کوهپایه
حب الحسین اجننی
بیقرار شهادت
نسیم قدسیان
رازهای موفقیت زندگی
عاشق آسمونی
تمهیدات برای حضور و ظهور
پاک‏دیده
سکوت سبز
دیار من دشتستان- بُنار آبشیرین
حسن آباد جرقویه علیا
چند تکه عاشقانه
لحظه‏های آبی
عطش
در کوی بی نشان ها
قصه‏ی بچه‏بسیجی
آرمان
ولایی
مهدی یاران
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
توسل به فاطمه‏ی زهرا (س)
صدفی برای مروارید
قافله‏ی شهدا
منطقه‏ی آزاد
عشق الهی
پرتو
جلوه‏های هدایت
مملوک
بازمانده‏ی تنهای تنها
علوم قرآنی
سوزن‏بان
قدرت ابلیس
هیات پیام‏آوران عاشورا
صراط مبین
یادداشتهای فانوس

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان


» طراح قالب